زدستم میروی اما صدایم در نمی آید دلم میسوزد کاری زیستم بر نمی آید سرم را میگذارم روی کتف خواهرم زینب الا ای مرهم دردم چرا اکبر نمی آید
نخفتم بر سر گهواره ات شب تا سحر مادر عجب شام امیدم را سیه کردی علی اکبر تو خود رفتی به گلزار جنان و مادر خود را اسیر فرقه بیدادگر کردی علی اکبر
تک: صدای غربت عزیز زهرا
ربوده صبر و تاب و طاقتم را
جمع : برایت ای پدر علی اکبر سرور سینه علی اعلا
تک : بده تو اذنم که دفع و سازم من اشقیا را
جمع: کنون قیامت نمایم این دشت کربلا را
تک: از تشنه کامی علی اصغر به گاهواره شده است و پرپر
جمع: سکینهام با تمام طفلان زقحطی آب حزین و مضطر
تک: هر زمان هل من مبارز میرسد از قوم عدوان
جمع: برق شمشیرم ببارد آتشی بر این لعینان
تک: مشعشع است ُ ماهُ از نگاهت صفا و مروه خاک بارگاهت
جمع: ببین که مادر نموده ز مرحمت فدای عزُ جاهت
تک: بیا کفن کن به قامت من به جای خلعت
جمع: نما پدر جان تو اکبرت را فدای امت
تک: اثر ندارد به جسم اکبر نه تیر بران نه تیغ و خنجر
جمع: نگاه نافذ زمن تو بردار که فیض عضما مراستُ بر سر
تک: تو هستی خلیل اله ثانی من ذبیح کوه قربان
جمع: تشنه شهد شهادت میروم بر سوی رضوان
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی