ای خدای بلندی و پستی واقف از حال فاطمه هستی ای خدا خاک از تنور آید بیرون زین تنورم دل بود لبریز خون
آتش ای آتش که هستی شعله وار چند وصیت با تو دارم گوش دارهرچه می خواهی بسوزان جان من تو مسوزان خیمه اطفال من خیمه طفلان بی یاور مسوز چادر زن های بی شوهر مسوزعابدینم را مسوزان کربلا می کنم نفرین تو را حق خدا یادم آمد ای خدا با شور و شین از تنور و خولی و رأس حسین نان ببندم ای خدا با شور و شین چون گرسنه هست فرزندم حسین شاهدی بر حال من ای ذوالمنن نان ببندم این زمان بهر حسن دیده ام از اشک غم دریا بود آ
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی
تقسیم مصیبتامام : نهادم دل به مرگ وتن به تیر اشقیا یارب
توشاهد من شهید عرصه گاه نینوا یاربشدم راضی که بردشت بلا در خون خود غلطمولی زینب نگردد دربلاها مبتلا یاربزینب : نمی دانم چرا نالد شه بی اقربا یاربچرادارد نوا سلطان دشت کربلا یاربچرا سلطان عادل تن به مرگ ناگهان دادهبه ساز و برگ مرگ خویش دارد مدعا یاربامام: هلال آسمان غم بیا ای خواهرم زینببیا کز آسمان طالعت وارون شده کوکبرسیده وقت آن خواهر که ما ازهم جداگردیمبیا تا با زبانحال برقسمت رضا گردیمزینب : برادر قسمت مارا نوشته منشی قدرتقضا قاضی قدر
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی
خطاب من بتو ای ابن سعد بد کردار نما تو امر بر این لشگر برون زِ شمار نما تو امر دوباره به جمله اسبان که سم خود نزنند بر زمین در این هامان که خواهم اینکه کنم حجتی به خلق ادا کنون برای تو و لشکرت در این صحرا اگر امام منم بر جمیع خاص و عام سبب زِ چیست که دورم گرفته اید تمام اُسکت اُسکت شوید ساکت اَیا اَسبها به امر خدا که ساعتی نکنید همهمه در این صحرا خطاب من به شما کوفیان پر شر و شین دهید گوش زمانی به گفتگوی حسین منم سبط محمد که خداوند احد بهر وجودش دو جهان و همه کون و مکان خلق نمود است که زلولاک
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی
مشق جنگ علی اکبر(عباس)
الا ای به رخ افتاب منور فروغ دل ودیده شهزاده اکبر دوزلف سیاهت به رخسارگلگون دولعل لبت همچویاقوت احمر کمان ابرویت کاکلت حلقه حلقه چو مهر نبوت بدوش پیمبر زخیمه توبیرون بیا یک زمانی که باتومرا مطلبی هست سراسر (علی اکبر)به قربانت ای عم سپهدارلشگر بفرمابمن ای دلیر غظنفر به مثل غلام ای علمداربابم کمین خادمت ایستاده برابر (عباس) ایانورچشمان ساقی کوثر عزیزحسین شبه روی پیمبر نسیم دلارای ختم رسولان شمیم گلستان زهرای اطهر ببین دور ما چار جانب گرفته سر راه ما را سپاه ستمگر یقین جانفش
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی
زدستم میروی اما صدایم در نمی آید دلم میسوزد کاری زیستم بر نمی آید سرم را میگذارم روی کتف خواهرم زینب الا ای مرهم دردم چرا اکبر نمی آیدنخفتم بر سر گهواره ات شب تا سحر مادر عجب شام امیدم را سیه کردی علی اکبر تو خود رفتی به گلزار جنان و مادر خود را اسیر فرقه بیدادگر کردی علی اکبر
تک: صدای غربت عزیز زهراربوده صبر و تاب و طاقتم راجمع : برایت ای پدر علی اکبر سرور سینه علی اعلاتک : بده تو اذنم که دفع و سازم من اشقیا راجمع: کنون قیامت نمایم این دشت کربلا راتک: از تشنه کامی علی اصغر به گاهواره شده است
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی
افتخار روستای زرجه بستان احمد آقا
ای که باشی ذاکر شاه شهیدان احمد آقا
ای که کردی صرف عمر خویش در راه حسینی
اندر این ره برده ای رنج فراوان احمد آقا
ای بنازم بر توو صوت خدادادی که داری
ای بباغ معرفت مرغ خوش الحان احمد آقا
آفرین بر مادری کاورد چون تو گوهری را
پروریده چون تو دری را به دامان احمد آقا
زنده کردی با صدایت روح میرزا پاکنفس را
یادگاری از همان مرحوم خوشخوان احمد آقا
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی