(
طارق ابن کثیر) مرا از جان و دل مولا یزید است به نزدم نامه ای از او رسید است که ای
طارق ز جا خیز و کمر بند پی فرمان من
بار سفر بند حسین کرده خروج بهر خلافت به یک ملک و دو سلطان نیست حاجت ز مکه سوی کوفه گشته عازم روان شو حال
با بکر
ابن غانم ا
بابکر بن غانم چیست تدبیر صلاح کار گو ای شیر نخجیر شویم بر کوفیان این لحظه ملحق به همراه سپاه و طبل و بیرق (بکربن غانم) منم هم رأی تو شیر
جنگی مکن احمال و سستی و درنگی کنون
طارق به تو از جان بکوشم ز جام ظلم و شقوت می
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی
تاريخ: چهارشنبه
11 فروردين
1400 ساعت: 14:32