(
عقیل) منم
عقیل جگر خون سرو آزاده امام دوم حسن را منم پسر زاده ز جور ظلم تو ای روزگار صد فریاد عموی من شده در کربلا ز غم داماد هزار حیف عزا شد عروسی قاسم نشد نصیب خدا دیده بوسی قاسم (خواهر) ز ظلم به شهر غریب و ز غم الیمم من یگانه خواهر محنت کشیده
عقیلم من منم به مثل سکینه یتیم و خوار شدم در این ولایت غربت به غم دچار شدم کسی نگفت ایا خواهر دل افسرده سر تو باد سلامت که باب تو
مرده (مادر) خدا به شهر غریبی ز غم ذلیلم من جدا ز شهر و وطن مادر عقیلم من ز گردش تو
برچسب:
نویسنده: ایلیا صمیمی
تاريخ: چهارشنبه
11 فروردين
1400 ساعت: 14:32